سلطان محمد ميرزا قاجار
67
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
شناخت . در نهايت آدميت در پستخانه دعوت كرد . كالسكه را با اسبابهاى خود روانهء گنجه نموده ، شب مهماندارى كرد [ و ] نزديك صبح كالسكه را تعمير كرده از گنجه آوردند . چون در اين دو سه منزل ، گاهى از ايلات قراباغ و جاهاى ديگر دزدى مىشود ، خود آقا على اكبر با جمعى از كسانش سوار شده ، ما را به شمكور رساند . يك حلقه انگشتر فيروزهء اعلى و يك قبضه شمشير ، يك سجاده كار كردستان به خود او تعارف كرديم و به كسانش انعام داديم . ما را وداع كرده و معاودت به پستخانهء خود كرد . شمكور از پستخانهء قرهير الى پستخانهء شمكور « 7 » [ 31 آ ] نه ورست [ است ] . « 8 » بيشتر از راه هموار [ و ] سنگ و ريگ دارد . قدرى از پستخانه گذشته رود آبى است . بعد از آن چند نهر از كنار راه مىگذرد . پستخانهء شمكور در دره ماهورى واقع است . خود شمكور محالى است از گنجه [ و ] هفت پارچه ده معتبر دارد . جاى خوبى است . رودخانهء بزرگى از پهلوى آبادى شمكور مىگذرد . « 9 » پل آجرى خوبى دارد . اين پل و قلعهء گنجه از بناهاى دولت عثمانى است . خود شمكور قلعهء سنگى بزرگى داشته است ، حال خراب است . زراعت زيادى دارند . اهلش به شرارت معروفاند . خود پستخانه عمارت عالى بسيار خوبى دارد . زكم از شمكور الى پستخانهء زكم بيست و چهار ورست [ است ] . « 10 » اول راه پست
--> ( 7 ) . شمكور در شمال باخترى گنجه واقع و جزو ايالت اران است . ( ر . ك . سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 192 ) . در سفرنامهء ميرزا محمد حسين فراهانى دربارهء شمكور آمده است كه : « بعد از آن به استاسيون شمكور كه اول خاك گنجه است رسيده و از آنجا به استاسيون موسوم به گنجه مىرسد » . سفرنامهء فراهانى ، ص 74 ) . ( 8 ) . ر . ك . پانوشت شمارهء 6 . ( 9 ) . « رودخانه از سمت شرقى جارى است » . ( سفرنامهء صنيع الدوله ، ص 35 ) . ( 10 ) . اعتماد السلطنه اين كلمه را به صورت زيغم آورده است : « چاپارخانهء اول زيغم ، نوزده ورسى بود و همانجايى است كه ذات همايونى چند روز قبل ، در آن نهار ميل فرموده بودند . از آنجا به چاپارخانهء شمكور كه بيست و سه ورسى بود ، رفتيم » . ( همان كتاب ، ص 35 ) .